تبليغاتX
وادی السّلام
آفتابه منو زدن از بیخ ترکوندنش. فیلتر میلتر جواب نمیدادا، کلاً جلوشو بستن. به اونجامم نیست، فعلا که این وبلاگو دارم. در اینجا رو هم تخته کنن مهم نیست. البته الان دارم میرم سرویسای دیگه رو که مثل بلاگفا کیری نیست چک کنم ببینم کدوم بهتره برم اونجا عضو شم.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 3:10  توسط بهلول  | 

همچین قشنگ فیلترینگ رو دور میزنیم.....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 18:19  توسط بهلول  | 

مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد
هد هد خوش خبر از طرف صبا باز آمد

راه اندازی مجدد وبلاگ آفتابه را به شما تبریک و تهنیت عرض میکنیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 6:47  توسط بهلول  | 

آقای مخابرات! غلط کردم، گه خوردم، دیگه شر و ور نمینویسم، منو فیلتر نکنید...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 9:5  توسط بهلول  | 

حکیمانه سخنی بود آن که دیشب گفتی قبل از خوابم، پیش از آن که به رویا انداخته شوم. در رویا دیدم که با جمعی از بر و بچ وبلاگ نویس به دزدی رفته بودیم با رکابی و تاب. در آنجا برخوردیم به بی اندازه عتیقه جات فلزی از قبیل کلید و سر سماور و سر قلیان و چیزهای دیگر که بنده به جد میدانم ریشه روانی آنها در ذهن من به کجا برمیگردد و این از مقولات سخت و پیچیده تعبیر رویاست که حقیر در آن به رشد خوبی رسیده ام. یعنی بیشتر المانهای رویاهایم را میدانم که از کجا آمده اند. اعم از فیزیکی و رفتاری. و همین است که در این لختی زمان گذشته توانسته ام به کامیابی های بسی فراتر از توان محدودم دست یابم و این خود از الطاف الهی ست مارا.
بگذریم، غرض از مزاحمت بیان مطلبی نغز بود در بیان اینکه چرا شما تصمیم گرفته اید که انگشتتان را پترسوار اندرون سوراخ شانس بنده قرار بدهید و با مادرقحبه بازی بی مثال مانع از لبخند زدن روی شانس به روی بنده شوید. خواستم بگویم شما آیا جای دیگر سرگرمی یا کاری چیزی ندارید که دست از سر این حقیر سراپا تقصیر بردارید. سخن کوتاه آنکه اگر وقت کردید انگشت مبارکِ اکنون گهی شده را بیرون کشیده و به دنبال سوراخ جدیدی باشید، قبل از آنکه انگشتتان جزوی از وجود ما گشته و سوراخ بی آن زیستن نتواند.
به قول شاعر که میفرماید:
من آن انگشتم که برون کشید نتوانم
از مقعد او باده نوشید نتوانم
اندر سُرَخَش جز گه و انّابه چه باشد؟
کین گونه نَگُشتم به فراخور حالش نیست!

سُرُخَش: سوراخش (واژه پهلوی)
نُگُشتم: انگشتم

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 19:35  توسط بهلول  | 



000 من خر چرا زودتر از اینا نرفتم سراغ Radiohead. سه سال پیش که آلبوم Kid A دستم اومد، باید با دقت بیشتری گوش میکردم...
001 دیروز از سر بیکاری رفتم تو پوشه ویدئو کلیپهای راک، یهو چشمم افتاد به سه تا کلیپ یوتیوبی از Radiohead. فایل اول رو باز کردم؛ House of Cards.     4:32 بعد من دیگه اون آدم چند دقیقه پیش نبودم. یه چیزی تو وجودم تکون خورده بود. احساس کردم زیر پاهام خالی شده، همه چی دود شده رفته هوا. با همه وجودم مرگ رو حس کردم، تزلزل و ناپایداری همه چیز رو با گوشت و پوست و استخونم درک کردم. یه بار، دو بار، ده بار... مگه سیر میشدم از این آهنگ و کلیپ خداش.
010 دیشب بعد از اینکه Stay رو دیدم، خیلی حالم خراب شد، چون سوژه اصلی فیلم چیزی بود که مدتهاست ذهن من رو به خودش مشغول کرده (اینکه یه آدم موقع مرگ چه چیزایی ممکنه به ذهنش برسه، و اینکه یه فیلمنامه نویس مادر قحبه این سوژه رو دستمایه قرار بده و با چاشنی اراجیف روانکاوانه ش یه چوب نیم سوخته رو تا دسته فرو کنه اونجا که عرب نی انداخت). وقتی فیلم تموم شد احساس کردم نیاز دارم یه چیزی گوش کنم که حالم رو سر جاش بیاره، بدون تعلل رفتم سراغ House of Cards. اشکم داشت در میومد، از صدای ملکوتی تام یورک، از موسیقیش که از فرط سادگی میل به ابتذال داره ولی مبتذل نیست، مگه هر چیز ساده ای مبتذله و هر چیز پیچیده ای عمیق و والاست، کی این حرف رو زده؟! غلط کرده! همه اونایی که برای پز روشنفکریشون چیزای ساده رو مسخره میکنن غلط کردن، همیشه زدم تو دهنشون و از این به بعد هم خواهم زد.
011 انگلیسیم انقد خوب نیست که بفهمم تام یورک چی میگه، درسته این زبون نفهمی یه جورایی ضعف محسوب میشه، ولی بعضی وقتا خیلی هم چیز خوبیه، باعث میشه من هر چیز خوبی مثل این آهنگ رو که معنیش رو نمیفهمم تفسیر به رای کنم. این شد که از کلیپ و فضای موسیقیش به این نتیجه رسیدم که دنیا خیلی ناپایداره، مخصوصا این دنیای تکنولوژی زده و دیجیتال ما آدمای عصر جدید.
100 یواش یواش دارم یه چیزاییش رو میفهمم (خوب کس مغز برو اینترنت لیریکش رو بگیر بخون ببین چی نوشته)، اگه معنیش اون چیزی که من الان دارم میفهم باشه که دهنم گائیده ست با این آهنگ.
101 اونجا که تام کلمه Denial رو فریاد میزنه، انگار یه خنجر رو تا دسته فرو میکنن تو قلبم.
110 خدایا به دادم برس، از یه طرف Radiohead، از یه طرفم Gravity؛ یه تراک خدا از Anekdoten. از اون ورم فکر فیلم لعنتی Stay. این سه تا دست به دست هم دادن تا منو جر بدن.
111 امروز غروبی که خوابیده بودم، خوابای به شدت تخمی ای دیدم. اون سه تا مورد که عرض کردم خدمتتون مثل اینکه کار ویرانگریشون رو شروع کردن...
1000 فکر نکنم کسی تا حالا مثل من تونسته باشه به کنه وجودی فیلم Stay پی ببره.
1001 دختره گذاشته رفته و عاشق دل سوخته داره زور میزنه که به روش نیاره و دردش رو فرافکنی میکنه، امّا مگه صدای دردناکش میذاره. عاشق ما همه چیز رو فانی میبینه، حتی عشق رو...
پ.ن 01: 0111000100100010100101010101010
پ.ن 10: یبن ک نبثئنسبکهثخه سیهبشس هثچض یبنشثهقرسی هثقعشسکق8 ببکشهث هب8ث  9ت کشبت.پ113#@#!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 23:5  توسط بهلول  | 

دهه هشتاد که گروه Van der graaf generator از هم میپاشه، چند تا از اعضاش جمع میشن و یه بند Instrumental Progressive راه میندازن به نام The Long Hello که چهار تا آلبوم هم ریلیز میکنن. ولی زیاد مورد توجه قرار نمیگیرن.

من جدیدا رفتم تو نخشون. کلّ کاراشون رو دانلود کردم ولی هنوز گوش ندادم. فعلا همینطور سرسری که نشستم پاش دو سه تا تراک معرکه کشف کردم. یکیشون که الان کرم مغزم شده رو اینجا میذارم برای دانلود. حتما گوش کنید، فضای نوستالژیک و خاطره انگیزی داره، علی الخصوص ملودی اصلی که با کیبورد زده میشه و همراهی عجیب و غریب بیس و درام و ساکسیفون و فضاسازی کیبوردیش. در یک کلام فوق العاده ست.

The Long Hello - 1981.The Long Hello Vol. 2 - 02 Elsham Road

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 19:44  توسط بهلول  | 

ما به قم میگوییم "سانتی یه گه" چون میزان تراکم جمعیت روحانیون این شهر به طور غریبی زیاد و فزاینده است، گویی این عزیزان با یکدیگر به صورت کلاه شرعی مجامعت میکنند که این گونه تولید مثل و موالیدشان بالاست. از آن طرف میزان مرگ و میرشان هم خیلی کم است و این عجیب است. من نمیدانم این عزیزان در برنامه غذایی شان چه مصرف میکنند که این گونه همیشه شاد و غبراق هستند. تریاک نمیکشند که میکشند، مشروب نمیخورند که میخورند، زنا و لواط هم که جزو برنامه روزانه شان است، استمنائ هم که فبها من الخیر... البته در کارهای خدا نمیتوان بر جیب تفکر فرو رفت، چون خدای را بهر هر کاری مقداری حکمت است که ما هیچ وقت از آن سر در نمی آوریم. فقط از خدا میخواهم جواب یک سوال مرا بدهد: آیا روزی خواهد رسید که دیگر آخوندی وجود نداشته باشد؟

البته خودم میدانم که سوال احمقانه ایست، چون روحانی جماعت خصلتی که دارد این است که خودش را سریع با شرایط تطبیق میدهد و طبق قانون تکامل این اخلاق از انقراض نسلشان جلوگیری میکند. روحانی جماعت همیشه هر جور اکثریت فکر کنند او هم همانطور فکر میکند و حتی برای تایید افکار اکثریت از قران و حدیث هم دلیل می آورد. با این اوصاف بعید نیست روزی برسد که آخوندها کت و شلوار و کراوات بپوشند و صورتشان را هشت تیغه کنند و پشت صفحه تلویزیون در باب آزادی روابط جنسی خواهر و برادر صحبت کنند و برای اثبات حرفشان صدها و بلکم هزاران حدیث از سوراخ کونشان بیرون بیاورند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:24  توسط بهلول  | 



این آهنگ رو حتما دانلود کنید و اگه خوشتون اومد از لینک زیر کل آلبوم رو بگیرید. یه کار پراگرسیو از یه گروه سوئدی که بر اساس داستان ارباب حلقه های تالکین ساخته شده.
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 12:28  توسط بهلول  | 

بلبلان مست و طربناکند اندر چمن منزلمان در کوچهء باغ بغل خانهء مان که به نزدیکی یک رویاست در خواب
شمع و شمن و شاهد و ایّاز به ناگه بند ز تنبان بگشودند که گویند هنگام نزدیکی گلها و جماع است
همه حاصل این جمع و جموع چیزی مثل گل است که شباهت به گل باغ بغل خانهء مان دارد
لیک تخم نرش تخم بشر باشد و تخمک فقط از گل
کان نیز جمع تضاد است و پارادوکسی ست عظیم
الله داند که بشر ک.یر به سوی چه نداشته ست راست
از جنس مخالف میگذرد و رو سوی خر و گاو نر و فیل و سُتر میکند و چون آزرده شود حوصله اش، رو سوی گل و خار و بنه میارد
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 21:11  توسط بهلول  |